صفحه خانگی
آرشیو
خرداد ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
شهریور ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
لينك
ساز سه تار و قبول سفارش خرید
مارشال كلوپ
بانو اردیبهشت
زندگي
سپيده
فروم ایران آمریکا
فریماه
حدس شما چیه ؟
گلهای زندگی
یاس
با من بخوان
کلک مهراز
rss 2.0
لوگو

سلام خدمت تمامی دوستان عزیزم
کلمه ای برای عذرخواهی ندارم و واژه ای برای تشکر پیدا نمیکنم برای دوستانی که احوال پرسم بودن و گاها" نگران هم شده بودن .
غیبت طولانی مدت منو ببخشید .
اگر جوابی ندادم یا اگر خبری از من نبود دلیل داشت که خدمتتون عرض میکنم .
اینجانب چندی پیش به جرگه متاهلین پیوستم و شدیدا" درگیر مراسم و کارهای مربوطه بودم که واقعا" نرسیدم به اینجا یا ایمیلم و کلا" جاهای دیگه ای که اثری ازم بود سر بزنم ، از جمله گروه مارشال و فیس بوک و ...
تمام وقت و تمرکزم رو روی زندگی شخصیم گذاشتم و در صدد مهیا کردن زندگی ایده ال برای همسرم هستم .
دست تک تکتونو به گرمی میفشارم ... از همتون حلالیت میخوام و التماس دعا دارم .
اگر وقتی داشتم باز اینجا خواهم نوشت وگرنه فعلا" خداحافظی تا ...
١٣٩٠/٣/٢١
...
مات و مبهوت ، سوت و کور ، اندر گذار کوچه ها
شیشه ای بشکسته دیدم پشت ان شرم و حیا
باده در دست داشتم می میزدم در راست و چپ
آسمان و هم زمین میگشتند دورم به چند
نور شمع از پشت آن شیشه گذشت
گرمی شمع چو همیشه نگشت
لاجرم از فرط پیچش تکیه دیواری زدم
بازی و جور زمان دیدم فریادی زدم
خمارین چشم من، لیکن بدیدم جملگان
نان خود از نام میخوردند ، نام مردگان
آنکه را نامش بیش نانش بیشتر
هر که را عقلش بیش خواندنش آن میش تر
ما که مست و مفلس و آسیب پذیر
هر چه میگفتیم چنین است و چنانی ناگزیر
هی مرا کوفتند بر دیوار و گفتند هیس خموش
آن زبان سرخ را دندان بگیر هان ای چموش
چون که شیب آسمان شیب تر شده
مرگ و میر در داخلش بیشتر شده
بهر پرواز نه پولی داریم و نه دل دماغ
لیک میترسیم صندوق سیاهی بر سر خورد همچون چماغ
گیجی وتوس و شعر ماوج و حرف کجش
به زآن باشد غبار غم بگیرد پیکرش
ای خدا ما که سیه گشتیم ز جور این زمان
ناجیت نازل نما ان مهدی صاحب زمان
محض یادگار این شعری که یکی از دوستان برام سروده میزارم اینجا ..
به جهان آمدی و ما ز جهان دور شدیم
زودتر آمده بودیم و گُم و گور شدیم
در طرب نزد تو بودیم و به هنگام صفا
تا که صیاد بزد تیری و ما تور شدیم
سیزده روز ز بهمن چه مبارک روزی
از همان لحظه اول همه مسحور شدیم
سالها شاد دل و خنده به لب باش رفیق
ما که نا آمده یک وصله ی ناجور شدیم
تا محبت به دلت هست عزیزی واتوس
حیف ما نفله ی یک چشم بد و شور شدیم
دل چو بشکست چه تبریک ،چه شادی چه عزا
تا نبینیم جفا خود به جفا ، کور شدیم.
روز میلاد تو واتوس مبارک باشد
داخل جشن تو با کشکمکش و زور شدیم
باده امشب چو حلال است بیا مست شویم
همه دانند که در میکده مجبور شدیم
سالها زنده و فرخنده و شاهد باشی
ما که دررسم رفاقت به تو مسرور شدیم
واقعا" دستش درد نکنه ، خیلی باحال سروده
...چندروز پیش میخواستم یک مطلب بفرستم برای مارشال که چون کمی سیاسی بود یه جورایی نشد که بشه ...
اما چون خودم خوشم اومده و برگی از تاریخ هست مطلب میذارم اینجا ..
این طنز خودم ننوشتم اما خیلی به ایده های خودم نزدیک میبینم ...
طنز ذیل به قلم زیبای آقای ارژنگ حاتمی هست که خودمم چنتایی توش پارازیت فرستادم .
با اجازه از ایشون
...طنز > چرا < که در آذر ٨٩ نوشتم
...طنز نوشته تفریحات رایگان در آذر ٨٩ نوشتم .
...